اينجا قبرستان بقيع است. نماز جماعت صبح را در حرم پيامبر خوانده و به بقيع آمدهام. هوا اندكي سرد است. برخي از زايران ايراني خوب حرمت بقيع را نگه ميدارند و از همان در ورودي قبرستان كه با قبور ائمه، ده پانزده متر بيشتر فاصله ندارد، كفشهايشان را درميآورند و با جوراب به قبرستان وارد ميشوند. من هم بيشتر همين كار را ميكنم، هرچند كار سختي است، اما شيرين است سخت از اين جهت كه غير ايرانيها كف قبرستان را تميز نگاه نميدارند. به هر حال، ادب زيارت اين اقتضا را دارد. نهايت كار اين است که يك جوراب براي بقيع بايد كنار گذاشت و در هر تشرف، آن را پوشيد و پس از خروج، آن را درآورد كه مسئله بهداشت هم رعايت شود.
طلبههاي سعودي روي ديوارهاي كوتاهي كه نزديك قبور زنان و دختران پيامبراست، ايستادهاند و برخلاف معتقدات شيعه درباره زيارت اهل قبور و سلام به مردگان و... حرف ميزنند و جمعيت باهوش ايراني كه از مقابل آنها ميگذرند، براي ساكت كردن و بياثر کردن سخنانشان، مرتب صلواتهاي بلندي ميفرستند و بياعتنا از كنار آنان رد ميشوند!
زايري غيرايراني كه نميدانم كجايي است، از يكي از اين طلبههاي افغاني سعودي شده ميپرسد: اينها قبور كيست؟ وي با بياعتنايي كاملي در حالي كه مانند همه سعوديها با چوب مسواك به دندانهايش ور ميرود، به او ميگويد: الله اعلم! حاضر نيست حتي به او بگويد اين قبور دختران يا زنان پيامبر است. چقدر اينها به اموات بياعتنا هستند. بارها ديدهام چند نفر يك جنازه را با عجله به داخل بقيع ميبرند تا دفن كنند. طي سالها تشرف، به جرأت ميتوانم بگويم، اشكي از بازماندگان تشييعكننده به دنبال جنازه نديدهام. نميدانم دل اينها از چه ساخته شده است. انگار دارند يك چمدان را به خاك ميسپارند! در اين تشييعهاي مختصر، اصلا ردپايي از زن و فرزندان ميت ديده نميشود. بيچاره اين مردهها! از همين حالا ميشود حساب خيرات شب جمعه و ... را براي آنها تمام و منتفيشده دانست...
طلبههاي سعودي روي ديوارهاي كوتاهي كه نزديك قبور زنان و دختران پيامبراست، ايستادهاند و برخلاف معتقدات شيعه درباره زيارت اهل قبور و سلام به مردگان و... حرف ميزنند و جمعيت باهوش ايراني كه از مقابل آنها ميگذرند، براي ساكت كردن و بياثر کردن سخنانشان، مرتب صلواتهاي بلندي ميفرستند و بياعتنا از كنار آنان رد ميشوند!
زايري غيرايراني كه نميدانم كجايي است، از يكي از اين طلبههاي افغاني سعودي شده ميپرسد: اينها قبور كيست؟ وي با بياعتنايي كاملي در حالي كه مانند همه سعوديها با چوب مسواك به دندانهايش ور ميرود، به او ميگويد: الله اعلم! حاضر نيست حتي به او بگويد اين قبور دختران يا زنان پيامبر است. چقدر اينها به اموات بياعتنا هستند. بارها ديدهام چند نفر يك جنازه را با عجله به داخل بقيع ميبرند تا دفن كنند. طي سالها تشرف، به جرأت ميتوانم بگويم، اشكي از بازماندگان تشييعكننده به دنبال جنازه نديدهام. نميدانم دل اينها از چه ساخته شده است. انگار دارند يك چمدان را به خاك ميسپارند! در اين تشييعهاي مختصر، اصلا ردپايي از زن و فرزندان ميت ديده نميشود. بيچاره اين مردهها! از همين حالا ميشود حساب خيرات شب جمعه و ... را براي آنها تمام و منتفيشده دانست...
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387;ساعت 18:19;
توسط دشمن کفر; |

